دوست ناباب 15 ساله

21 03 2016

دوشنبه دوم فروردین 1395

از دیروز که پیام نوروزی محمدرضا شجریان را دیدم، شوکه‌ام. البته پیام، پیام خوبی بود ولی پیام بدی داشت! برای من که از دوران دانشجویی عاشق استاد و کارهایش هستم  و در این وبلاگ هم جابجا در مورد استاد نوشته و مراتب ارادت خود را ابراز کرده‌ام، همنشینی 15 ساله ایشان با دوستی ناباب – بدون اینکه نامی از وی برده شود، و البته ناگفته این دوست خود را در ظاهر استاد نمایان نموده است – خبر دردناکی است. اما به قول فرانک مجیدی زندگی خود میدان مبارزه است و معلوم نیست که استاد در این نبرد برنده نشود. هرچه هست، امیدواریم این نبرد به سود یار شیرین ما تمام شود! چنین باد.

متن پیام استاد:

با سلام و تبریک سال نو، سال ۹۵ را به هموطنان عزیزم در داخل کشور و هرجا که هستید. امیدوارم سال نو سالی پر از امید، پراز خوشی برای شما عزیزان باشد و به راحتی بتوانید زندگی‌تان را دنبال بکنید و به اهدافتان برسید. مخصوصا برای جوانانی که پر از انگیزه و امید و آرزو هستند امیدوارم که امسال سالی پر از آرایش باشد و بتوانند اهدافشان را دنبال کنند چون نهایت آرزوی من جوانان مملکت هستند.

خود من هم با یک میهمان ۱۵ ساله‌ای سالهاست که آشنا هستم و دوست شدیم با همدیگر و الان هم من به خاطر همان اینجا ایستاده‌ام و طبق دستور ایشان موهای سرم را هم کوتاه کردم و بچه حرف گوش‌کنی شدم و چند وقت دیگر هم در این‌جا هستم چون آرامش خوبی دارم و خیلی راحتم این‌جا برای این‌که با این میهمان بتوانیم به تفاهم بایستیم ان شالله. به تفاهم که رسیدیم راه می‌افتم می‌آیم به سراغ شما هم میهنان عزیزم و کارهای هنری ام را دنبال خواهم کرد.

لازم می‌دانم که در این لحظه، در سال تحویل سال ۹۵ از دو دوست دیرینه ام محمدرضا لطفی و پرویز مشکاتیان که خیلی دوستشان داشتم و دارم یاد کنم و روانشان شاد باشد.

باز هم امیدوارم که شما عزیزان سالی خوش و پر از موفقیت و سلامتی داشته باشید. قربان شما. (+)

بزرگمهر حسین‌پور و شهاب جعفرنژاد هم دو پرتره زیر را از استاد تهیه کرده‌اند(+)

16-3-23-15205612816829_1051328391580371_25082314_n

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-03-23 10:50:56Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

16-3-23-15203012531149_465171647027442_1747364086_n

Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-03-23 10:50:30Z | http://piczard.com | http://codecarvings.com

در همین رابطه بخوانیم:

فرانک مجیدی :برای استاد محمدرضا شجریان: از هر کرانه تیرِ دعا کرده‌ام روان…

محمدرضا شعبانعلی: در باره پیام نوروزی استاد شجریان: استاد اسطوره‌ای آواز و زندگی





بهار، ویرایش 1395

17 03 2016

پنجشنبه، 27 اسفند 1394

فاصله تا پایان سال، کمتر از 60 ساعت

4476757310_3a7f2cef0a_b

بهار اول فروردين شروع نمي‌شود. بهار از اولين برگ‌ها از اولين شكوفه‌ها شروع نمي‌شود. بهار وقت خريدن تقويم سال جديد و جنبيدن مورچه‌ها و سهره‌ها هم شروع نمي‌شود.

بهار يك جايي توي سر آدم است. دقيقا وقتي شروع مي‌شود كه آدم دنبال نقطه‌اي براي تغيير مي‌گردد. لحظه‌اي كه فكر مي‌كند از اول يك وقتي درس مي‌خوانم، ورزش را شروع مي‌كنم، دنبال كار ديگري مي‌روم، پسرم را مي‌برم كلاس آواز، ‌با همسرم ملايم‌تر حرف مي‌زنم. عاشق مي‌شوم. به خاطر همين بعضي‌ها در سال چند بهار دارند، بعضي‌ها هر چندسال يك بهار دارند و بعضي‌ها اصلا هيچ‌وقت بهار را نمي‌بينند؛ آن‌قدر كه به خودشان و به كارهايشان مطمئن‌اند. بهار همين لحظه است. همين لحظه كه آدم مي‌فهمد زندگي‌اش چيزي كم دارد. چيزي را بايد جا‌به‌جا كند، چيزي ر ا بايد جلوي دست بگذارد.
تقويم و سبزه و هفت‌سين همه بهانه‌هاي اين تغييرند. نشانه‌هايي كه آدم‌ها براي خودشان مي‌چينند تا يادشان بماند امروز روز موعود است.
اين بهار كه مي‌آيد براي همه، براي چندبهاره‌ها و كم‌‌بهاره‌ها، براي آن‌ها كه تقويم سال نو خريده‌اند و نخريده‌اند، براي آن‌ها كه منتظرند تا وقتش برسد و چيزي را جا‌به‌جا كنند يا آن‌ها كه فكر مي‌كنند همه‌چيز زندگي‌شان به روال است، يك پيغام بيشتر ندارد. برويد و برگ‌ها و مورچه‌ها و سهره‌ها را ببينيد. هيچ‌كدام چيزي كه قبلا ديده بوديد نيستند. (+)





دلتنگی….

3 03 2016

پنجشنبه 13 اسفند 1394

گاهی دلم می‌گیرد. دل همه می‌گیرد، ولی دلم بد جور می‌گیرد. مائیم و کهنه دلقی….23501950700_a403300f43_b

قاصدك ! هان ، چه خبر آوردي ؟
از كجا وز كه خبر آوردي ؟
خوش خبر باشي ، اما ،‌اما
گرد بام و در من
بي ثمر مي گردي

 

انتظار خبري نيست مرا
نه ز ياري نه ز ديار و دياري باري
برو آنجا كه بود چشمي و گوشي با كس
برو آنجا كه تو را منتظرند

 

قاصدك
در دل من همه كورند و كرند
دست بردار ازين در وطن خويش غريب
قاصد تجربه هاي همه تلخ
با دلم مي گويد
كه دروغي تو ، دروغ
كه فريبي تو. ، فريب

 

قاصدك
هان،
ولي … آخر … اي واي
راستي آيا رفتي با باد ؟
با توام ، آي! كجا رفتي ؟ آي

 

راستي آيا جايي خبري هست هنوز ؟
مانده خاكستر گرمي ، جايي ؟
در اجاقي طمع شعله نمي بندم خردك شرري هست هنوز ؟

 

قاصدك
ابرهاي همه عالم شب و روز
در دلم مي گريند





برای استاد تمام ناشدنی آواز، محمدرضاشجریان

6 10 2015

سه شنبه 14 مهر 1394

12038936_892044664216892_4942271290772691675_o

کمی با تاخیر.همیشه این‌ چنین بوده. همیشه جا مانده‌ام. زندگی نیز مرا جا گذاشته.

اول مهر، سال روز تولد استاد شجریان. امسال هفتاد و پنجمین آن. اگر در اینجا چیزی ننوشتم، به معنی بی‌خبری یا فراموشی نبوده. در کنار مطالب فراوانی که در اینترنت و بعضی نشریات دیدم ومثل همیشه با علاقه خواندمشان، مجله صوتی هفدانگ ابتکار جالبی در این زمینه بود.

Untitled1

در این مجله صوتی هنرمندانی چون مجید درخشانی، بهروز غریب‌پور، آتیلا پسیانی، حبیب رضایی، اردشیر کامکار، هانا کامکار، امید نعمتی، هنگامه قاضیانی، نوید محمدزاده، پیمان یزدانیان، تهمورس پورناظری، سهراب پورناظری، احسان کرمی، کریستف رضاعی، حمیدرضا نوربخش، حدیث میرامینی، سیامک آقایی، طا‌ها پارسا، رضا یزدانی، دارا دارایی، علی زند وکیلی، روزبه اسفندارمز، سحر محمدی، محسن کیایی، سحردولتشاهی و… احساس و برداشت خود از این هنرمند محبوب را به محمدرضا شجریان ابراز کرده‌اند.

این مجله هنری از اینجا قابل دانلود است.





جنگ روی بد ما رو به نمایش میذاره

13 08 2015

جمعه 23 مرداد 1394

MV5BMTYwMzIyMjg5M15BMl5BanBnXkFtZTgwNzM1NjI2MDE@._V1_SX214_AL_

به توصیه دوستی نادیده، سریال Generation War رو دیدم.سریال که نه، مینی سریال. یک مجموعه سه قسمتی. جمعا 275 دقیقه. محصول سال 2013 کشور آلمان. عنوان مطلب هم بخشی از دیالوگ همین سریال است.
نوشتن از جنگ، زیبا نیست. ولی این سریال ثابت کرد که می‌توان عشق و زیبایی را در دل جنگی به عظمت جنگ جهانی دوم جا داد و خوب هم جا داد.
سریال آلمانی است. بیان جنگ از زبان کشوری با رهبری به کاریزماتیکی هیتلر، برای من به خودی خود جالب است. کشوری که خودش بیش از 10 درصد جمعیت 70 میلیونی خودش را در جریان همین جنگ از دست داد( منبع )
جنگی با تلفاتی عظیم.
خلاصه سریال: داستان سریال حول 5 دوست می‌چرخد که در ابتدای جنگ با هم قرار می گذارند تا در کریسمس آن سال با هم جشن بگیرند. هر یک سرنوشتی عجیب پیدا می‌کنند. گرتا دختری است که از قبل ارتباط با افسری آلمانی در عالم خوانندگی به شهرتی عظیم دست می‌یابد ولی در پایان با صحنه‌سازی همین افسر اعدام می شود. ویکتور یک یهودی آلمانی است. نماد مظلومیت مبهم یهودی‌ها.در راه انتقال به آشویتس گریخته و به طرز عجیبی زنده می‌ماند. چارلی دختری است که آرزو دارد پرستار شده و به آلمان خدمت کند، حتی اگر به قیمت خیانت و لو دادن لیلیا – دختری روس و یهودی – باشد که سخت به او کمک می‌کند. ویلهلم و فردهلم دو برادری هستند که پدرشان در ابتدا به آنها می‌گوید که کشور آلمان بسیار مهم‌تر از جان آنهاست. فردهلم – برادر کوچکتر درجریان سریال به تدریج خوی وحشی‌گری پیدا می‌کند. او نیز در انتها کشته می‌شود. سه نفر باقیمانده در پایان در همان کافه ابتدای سریال به هم می‌رسند.

7 سریال اما زیباست و دیالوگهای عمیق و قابل تاملی دارد. درصحنه‌ای سربازی از ویلهلم می‌پرسد: په چیز تو رو این همه مدت زنده نگه داشته. اون هم جواب میده :‌ امیدواری به اینکه نفر بعدی تیر بخوره.گرتا دوست ویکتور و چارلی هم دوست ویلهلم است. چارلی به تصور مرگ ویلهلم، با جراح بیمارستان ارتباط برقرار می‌کند.
سریال صحنه‌های زیبای طبیعی نیز دارد. سریالی فاخر.





برای مادر،که غم فراغش امشب هفده ساله شد

18 03 2015

چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳

به همین سادگی، 16 سال از غم فراغ مادر گذشت. لحظات آخر حیاتش را در بخش سی سی یو فراموش نخواهم کرد. با مشکل تنفس مواجه شده بود و با دستانی باز ما را به آغوش خود می‌خواند. آغوشی که کاش نه در آن شب و نه هیچوقت سرد نمی‌شد. اما به اجبار به تقدیر تن دادیم و فردا او را با تلی خاک تنها گذاشتیم. ۷۰ سال هم که از سنمان بگذرد؛ هنوز محتاج نفس مادر هستیم. او با ماست. هرچند با ما نیست…





همسایه‌ها

16 10 2014

پنجشنبه 24 مهر 1393

1f76ca19b2d84142b25ef0d17a642eb6

هم‌سایه‌های ساده‌ای داریم:

فوتبال تماشا می‌کنند،

تخمه می‌شکنند

و با گُل زدن هر تیمی جیغ می‌کشند.

تنها کابوسشان دفترچه‌های قسطِ آن‌هاست

و می‌توانند ساعت‌ها حرف بزنند

بدون این که به‌راستی حرفی زده باشند.

در صفِ بنزین چه‌گوارا می‌شوند،

وقتِ رد شدن از چهارراه‌ها

به پاس‌بان‌ها لب‌خندهای شش در چهار می‌زنند

از ترسِ جریمه شدن

و تنها اعتراضشان

به افزایش قیمتِ وایگراست!

برای ماشین‌های قسطی‌شان

تخم‌مرغ می‌شکنند،

به جادو جمبل معتقدند

و شب به شب خوابِ آنتالیا می‌بینند.

هر هفته هم‌سرانشان را به آرایش‌گاه می‌فرستند

با این امید که یک‌بار

جنیفر لوپز از آرایش‌گاه به خانه برگردد

و از سیاست همان‌قدر وحشت دارند

که از عقرب!

هم‌سایه‌های ساده‌ای داریم:

ساده به دنیا می‌آیند،

ساده سواری می‌دهند

و ساده می‌میرند…

 

 

یغما گلرویی.