اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی..

25 03 2016

جمعه 6 فروردین 1395

اندوه بزرگی به بزرگی غم، به بزرگی تنهایی. حال بدی دارم….

 

 

 

تو ماهی و من ماهیِ این برکه ی کاشی..
اندوه بزرگی‌ست زمانی که نباشی!

آه از نفس پاک تو و صبح نشابور
از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی..

پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار
فیروزه و الماس به آفاق بپاشی!

ای باد سبک سار! مرا بگذر و بگذار!
هشدار! که آرامش ما را نخراشی..

هرگز به تو دستم نرسد ماه بلندم!
اندوه بزرگی ست چه باشی.. چه نباشی..

 

«علیرضا بدیع»

87/10/08

 





با تمام اشکهایم!

13 07 2014

یکشنبه 22 تیر1393

Untitled1111

امشب فینال جام جهانی بین آلمان وآرژانتین برگزار می‌شود. از زمانی که یادم میاد، هیچگاه تمام بازی‌های جام جهانی رو «با خیال راحت» ندیدم.1978 آستانه پیروزی انقلاب- 1982و1986 اوج جنگ-1990 زلزله گیلان-1994ساعت بد پخش بازیها-1998پیروزی اصلاحات والبته نگرانی از به بار نشستن نهال نوپای اصلاحات-2002 سرعت آسیا در سبقت از ما-2006 دلهره بازی‌های تیم ملی .در برابر حریفان-2010 وضعیت بد سیاسی وحاکمیت تفکر احمدی‌نژاد وبالاخره 2014 وباز هم استرس بازی تیم ملی با بزرگان و البته این اواخر حملات اسرائیل به غزه. درد دارد. درد…


شرم تان باد ای خداوندان قدرت
بس کنید
بس کنید از این همه ظلم و قساوت
بس کنید
ای نگهبانان آزادی
نگهداران صلح
ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون
سرب داغ است اینکه می بارید بر دلهای مردم ، سرب داغ
موج خون است این که می رانید بر آن کشتی خودکامگی را ، موج خون
گر نه کورید و نه کر
گر مسلسل هاتان یک لحظه سا کت می شوند
بشنوید و بنگرید
بشنوید این وای مادرهای جان ‌آزرده است
کاندرین شبهای وحشت سوگواری می کنند
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است
کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند
بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان
روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر بیدادتان را بردباری میکنند
دست ها از دست تان ای سنگ چشمان بر خداست
گر چه می دانم
آنچه بیداری ندارد خواب مرگ بی گناهان است و وجدان شماست
با تمام اشک هایم باز نومیدانه خواهش می کنم
بس کنید
بس کنید
فکر مادرهای دلواپس کنید
رحم بر این غنچه های نازک نورس کنید
بس کنید …
 فریدون مشیری.




به بهانه پایان سال 2013

31 12 2013

سه‌شنبه 10 دی‌ماه 1392

Image

در ساعات پایانی سال 2013 هستیم. یک سوال اساسی این است که سال میلادی چه ربطی به ما دارد؟ سوال خوبی است و جواب من اینه که به هرحال میزبان ما در این وبلاگ – وردپرس – در ایران نیست وقاعدتا یک جمع‌بندی در پایان سال دارد. خوب این هم نباشد، حداقل بهانه‌ای است برای باز کردن در این وبلاگ خاک گرفته.

متاسفانه و به دلایلی که -اگر منطقی فکر کنیم – قابل دفاع نیستند، اونقدر گرفتاری برای خودم درست کردم که وبلاگ‌نویسی -که به نظر من لذت غیرقابل وصفی دارد – در رتبه چندم قرار گرفته است. اشتغال بی‌حد در شبکه‌های اجتماعی یکی از دلایل کم‌نویسی است. خود وبلاگ‌نویسی ووبلاگ‌خوانی یک فعالیت تعاملی در فضای مجازی است. آنقدر که دنیا رو به سرعت آورده، سریع‌خوانی نیز جزء جدایی‌ناپذیر این جهان شده. توییتر با معجزه 140 کاراکتری خود دنیای خبرخوانی را تسخیر کرده.  فیسبوک به منبع عظیمی برای بیان احساسات واشتراک حالات تبدیل شده.گوگل‌پلاس دررقابت با فیسبوک چهارنعل در حال تاختن است. فرندفید که قرار بود در آن فید‌های فرندها به صورت متمرکز دیده شود، الان در بین ما کارکردی فیسبوکی-توییتری دارد. شبکه‌های اشتراک موسیقی هم که جایگاه خود را دارند. اینستاگرام تلفن‌های همراه و تبلت‌ها را تسخیر کرده و…..

این قدرت رسانه‌‌های مجازی است که شب‌نشینی‌ها اکنون از قالب سنتی خود خارج شده‌اند. در هر جمعی تعدادی گوشی وتبلت ولپ‌تاپ به دست در این فضای مجازی می‌چرخند.

 برای من که سنی چندین دهه‌ای دارم، غور و فرو رفتن در این بحر بی‌پایان فرصت تازه‌ای فراهم کرده تا نوع دیدن اجتماع و حتی نگرش به کارم را تغییر بدهم. نه که بخواهم تغییر بدهم، بلکه مجبورم تغییر بدهم و هیچگاه در این مورد دگم نبوده‌ام.

همواره در تازه‌های فضای مجازی پیشتاز بوده‌ام. این مطلب را نه از باب تفاخر، که از باب تذکر به خودم می‌گویم. از نخستین وبلاگ‌نویس‌های فارسی زبان بوده‌ام واز نخستین مشترکان  تمام شبکه‌های اجتماعی، یا حداقل از نخستین مشترکان شبکه‌های اجتماعی شناخته شده.

همیشه نوشته‌های وبلاگم ارزشمند نبوده‌اند. قبلا هم گفته‌ام که وبلاگ را بیشتر برای خودم می‌نویسم تا بنویسم. درشبکه‌ها نیز از خواندن مطالب جالب وجذاب لذت برده‌ام و پابه پای جوانان تاخته‌ام.

اینجا از همان اول بنای خود قرار بود آرامش‌گاهم باشد. واقعا بوده. امیدوارم بتوانم در سال 2014 شروع تازه‌ای داشته باشم.





کوه یا استخر؟

24 10 2009

وقتی که صبح کله سحر پا می‌شوی و به استخر می‌روی و به دلیل اشکال پیش آمده در سیستم تصفیه آب استخر مجبور به برگشت می‌شوی، باید دلت را به کوهنوردی دیروز –جمعه- خوش کنی که البته روز کوهستان هم بود. نمایشگاه تجهیزات کوهنوردی در محل به راه و لذت دو صد چندان. تازه صبح پس از برگشتن از استخر بسته، دوباره هوس کوه داری.

خدایا این کوه و این طبیعت را از ما نگیر!

Mountain climbing

پ.ن 1. عکس تزیینی است.

پ.ن 2. سعی می‌کنم  برای خاطر خودم بیشتر بنویسم ولی از روزمره‌نویسی زیاد خوشم نمی‌آید.





تردید، گذرگاهی خطرناک

17 09 2009

در خلوت تنهاییم، به او می‌اندیشیدم،
در خلوت با هم بودن، به آینده می‌اندیشیدم و اینکه «من» با «او» «هستم».
اکنون در ایستگاه تردیدم،
گذرگاهی بس دلهره‌آور.

پ.ن1. کاش اتوبوس بعدی زودتر به این ایستگاه برسه و منو از این ایستگاه ببره!
پ.ن 2. دانلود کنید و بشنوید تصنیف چشم یاری از استاد شجریان. بی‌مناسبت نیست برای من.





نوستالژی هواداران چت!

2 10 2008

در ارتباط با پست قبلی :

?*ASL

*:

A=Age

S=S/e/x

L=Location

Technorati Tags: ,




چه چیزهایی را دوست دارم و از چه چیزهایی متنفرم

19 06 2008

در پاسخ به دوست عزیزی که به بازی جدیدی به نام”10 چیزی که دوستشان دارم و 10 چیزی که دوستشان ندارم” دعوتم کرد:

اینهارو دوست دارم (همینجا گفته باشم که این ترتیب شاید می‌توانست به نوعی دیگر هم باشد):

1- قبل از همه عاشق بارانم و بارش باران آرامش خاصی بهم میده. اگر پیاده‌روی هم پس از بارش باران به همراه موسیقی سنتی باشد که دیگه حرف نداره!

2- کلا از خوردن وخوراکی زیاد خوشم نمی‌آید ولی چون آدم با خوردن زنده است، پس از قورمه سبزی –که فکر کنم همه ایرانی‌ها دوستش دارند- من بیشتر ازهمه از املت با گوجه ترش خوشم میاد!

3- عاشق دانستنم! کتاب باشد یا اینترنت یا هر منبع دیگری فرقی ندارد!

4- به حکم این که همه باید از یه تیم ورزشی خوششون بیاد وگرنه مردم حرف درمیارن، من از تیم‌های ایرانی از پرسپولیس و در اروپا از رئال مادرید بیشتر خوشم میاد.

5- دوش گرفتن رو دوست دارم، بخصوص اگر پس از ورزش باشد!

6- عاشق تماشای دختربچه‌های کوچکم، حرف زدنشان، خندیدنشان و راه رفتنشان!

7- تنهایی را خیلی دوست دارم. و اگر کاری نداشته باشم، می‌توانم روزها در خانه تنها بمانم.

8- یکی از دوست داشتنی‌هام، یادآوری لحظات شیرین زندگی خودم و اطرافیان است.

9- دوست دارم با فکر صحبت کنم و صحبت‌های با تفکر را بشنوم.

10- تماس بی‌غرض و بی‌درخواست انجام کار توسط دوستان و آشنایان را دوست دارم!

اما از چه چیزهایی بدم میاد:

1- صفحه معروفی در اینترنت که شامل لطف مخابرات محترم می‌شویم: ف.ی.ل.ت.ر!

2- تصمیم باعجله، به خصوص اگر عواقب آنی نداشته باشد و عواقب آن ماندگار باشد.

3- از جای شلوغ و پرسروصدا اصلا خوشم نمیاد!

4- از ترافیک متنفرم!

5- از زیاد خوردن غذا متنفرم!

6- بوی کشک حالمو بهم میزنه!

7- از شوخی‌های سبک و بی‌مغز دوستانم می‌رنجم!

8- این موزیک‌های جینگلی رو دوست ندارم!

9- ازحرف زدن بی‌حساب وکتاب و قضاوت‌های عجولانه و تعمیم جزء بر کل متنفرم!

10- پارتی‌بازی هر نوعش باشه، بده! حتی در صف نون باشه!

Technorati Tags: ,

ارسال به:

Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed