تردید، گذرگاهی خطرناک

17 09 2009

در خلوت تنهاییم، به او می‌اندیشیدم،
در خلوت با هم بودن، به آینده می‌اندیشیدم و اینکه «من» با «او» «هستم».
اکنون در ایستگاه تردیدم،
گذرگاهی بس دلهره‌آور.

پ.ن1. کاش اتوبوس بعدی زودتر به این ایستگاه برسه و منو از این ایستگاه ببره!
پ.ن 2. دانلود کنید و بشنوید تصنیف چشم یاری از استاد شجریان. بی‌مناسبت نیست برای من.

Advertisements

کارها

Information

8 responses

18 09 2009
صندوقک

تصنيف زيبايي بود. از ترديد هم بايد با اراده گذشت. تصميم گيري هميشه سخته اما وقتي گرفته بشه برجا ماندن بر روي آن سخت تره

18 09 2009
Bingala

Rad mishi 🙂
Nice song

19 09 2009
میترا

a u ok ?

19 09 2009
میترا

?r u ok

20 09 2009
وبلاگچی

بعضی وقت ها آدم حسرت ایستگاه هایی رو که رد کرده رو می خوره , گاهی برای حسرتی که میخوردی دلت تنگ میشه , باور کن.ا ایستگاه رو ترک نکردی خوب فکر کن شاید رایت از سفر برگرده…

20 09 2009
من

این همه پیچ
این همه گذر
این همه چراغ
این همه علامت
و همچنان استواری به وفادار ماندن
به راهم
خودم
هدفم
و به تو
وفائی که مرا
و تو را
به سوی هدف
راه می نماید !
..
بعضي ترديدا خوبن ولي نه همشون..!
هرچند من خودم از ترديد خيلي بدم مياد..!
ولي گاهي اگه اين ترديد نبود ،نجات پيدا نمي كردم!

22 09 2009
زروان ازلی

وقتی تردید دارم یا به قلبم گوش می دهم یا می گذارم پدر پیر طبیعت کار خودش را انجام بدهد. اگر اتوبوس نیامد پیاده بروید .بدتر از تردید انتظار است.

21 10 2009
aMiN

زيباست
اما من قبلا شبيه اين رو از چدتا دختر شنيده بودم!
خانمها اكثرا در ايستگاه ترديد قرار دارند!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: