زندگی(شعری ازدکترشریعتی)ء

24 02 2007
در باغِ «بی برگی» زادم.
و در ثروت فقر غنی گشتم.
و از چشمه ی ایمان سیراب شدم.
و در هوای دوست داشتن، دم زدم.
و در آرزوی آزادی سربرداشتم.
و در بالای غرور قامت کشیدم.
و از دانش، طعامم دادند.
و از شعر، شرابم نوشاندند.
و از مِهر نوازشم کردند.
و «حقیقت»، دینم شد و راهِ رفتنم.
و «خیر»، حیاتم شد و کارِ ماندنم.
و «زیبایی»، عشقم شد و بهانه ی زیستنمء!ء

مطلب ازاینجاست

Advertisements

کارها

Information

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s




%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: