به بهانه روز جهانی وبلاگ : وبلاگ نویسی یا وبلاگ ننویسی!

سه‌شنبه 8 شهریور 1390

 

پايگاه اطلاع رساني جشنواره هاي فضاي مجازي

 

blog-day-2011 

 

BlogDay-2011

 

فردا 9 شهریور برابر با 31 آگوست روز جهانی وبلاگ‌هاست.از سال ۲۰۰۵ هر ساله این روز را روز جهانی وبلاگ‌ها می‌نامند  (سایت روز جهانی وبلاگ) .علت انتخاب این روز در بین روزهای مختلف سال هم دلیلی ساده دارد؛ 31 امین روز از هشتمین ماه میلادی.

 

 blogday-3-1

 

blog-day 

با یک نگاه گرافیکی به نماد مذکور متوجه شباهت این روز با کلمه blog می‌شویم.

جادارد که این روز را به همه عزیزان وبلاگ‌نویس تبریک بگوپم.

همچنین روز 16 شهریور هر سال به نام روز بلاگستان فارسی نامگذاری شده است.

persianblogsday-237x282

در مورد اهمیت این روز دوستان مطالب کامل و کم‌نقصی نوشته‌اند. عمده فعالیت این روز شامل معرفی 5 وبلاگ و اعلام آن به صاحبان وبلاگ‌هاست. من از این بخش می‌گذرم. علت آن هم مشخص است. وقتی گوگل‌ریدر من وبلاگ شخصی بیش از 50 نفر را دنبال می‌کند، چگونه 5 وبلاگ را انتخاب کنم؟ کار سختی است.

شاید کماکان بهتر باشد در اهمیت وبلاگ‌نویسی و نقش آن در توسعه جوامع انسانی بنویسیم. برای جامعه نوپایی مثل کشور خودمان، وبلاگ یک شاهراه حیاتی است. از رشد بسیار مطلوب و کیفی وبلاگ‌نویسی در چند سال اخیر نمی‌توان به سادگی گذشت. کافی‌ است به نقش ارزنده وبلاگ‌ها در اتفاقات چند سال اخیر – اعم از سیاسی، تکنولوژیکی، ورزشی، اجتماعی و…. – توجه کنیم. خیلی از وبلاگ‌ها به مراتب از سایت‌های خبری جلوترند. در این میان با رشد روزافزون شبکه‌های اجتماعی، دوستان فرصت بهتری برای معرفی وبلاگ‌ها پیدا کرده‌اند.

جا دارد در اینجا یاد کنم از یک روحیه به شدت ایرانی. جوگیری! بله. سن همه ما آنقدر هست (مال من خیلی بیشتر!) که به یاد بیاوریم دوران ابتدایی بلاگ‌نویسی در ایران را. وبلاگ‌ها به سرعت متولد می‌شدند، پست‌ها باسرعت تولید می‌شدند و…. بودندافرادی که گاه چندین وبلاگ را با هم اداره می‌کردند. سوالی که پیش می‌آید این است که کجاست آن وبلاگ‌ها؟ یا حداقل کجایند آن وبلاگ‌نویس‌ها؟

شروع کار چیزی است و ادامه آن چیز دیگر که قطعا اگر از شروع مهم‌تر نباشد، کم اهمیت‌تر از آن نیست. بحث مشغله کاری و وقت نداشتن به نظر من توجیه منطقی‌ ندارد.

امیدوارم دوستانی که همه با همدیگر در این فضا آشنا شده‌ایم و من شخصا به دوستی با آنان افتخار می‌کنم، به این سادگی همدیگر را از دست ندهیم!

 

پ.ن : سرعت اینترنت من هم اگر از سرعت بقیه کمتر نباشد، بیشتر نیست!

 

در این رابطه : به هوش باشید که “ روز وبلاگ “ نزدیک است!

28 مرداد، دکتر مصدق

چهارشنبه، 26 مرداد 1390

securedownload

خبر کوتاه بود : ” با کمال تاسف اطلاع یافتیم که آقای دکتر محمد مصدق سحرگاه امروز پنج‌شنبه در ساعت 5/4 بامداد 14/12/1345 در سن 87 سالگی در اتاق شماره 62 بیمارستان نجمیه تهران زندگی را بدرود گفت. “

خبری بسیار کوتاه برای مردی بزرگ!!!

سالنامه سازمان اطلاعات انگلیس در سال 1995 درباره اش منتشر کرد: خسارتی که وی به انگلستان وارد کرد از خسارتی که هیتلر در جنگ دوم جهانی به انگلستان وارد کرد بیش تر بود، معترف هستیم که  انگلستان در برابر مصدق شکستی بی‌سابقه را متحمل شد.

اولین نفر که با لایحه کاپیتولاسیون در ایران مخالفت کرد.

اولین ایرانی فارغ التحصیل در دکتری حقوق.

امتیاز حق شیلات و کشتیرانی در دریای خزر را از شوروی باز پس گرفت.

شخصا در دادگاه لاهه برای احیای حقوق ملت خویش فریاد کشید.

67633403391701674228

دکتر مصدق پس از موفقیت جهانی در مقابل بریتانیا پیرامون ملی شدن صنعت نفت

جمال عبدالناصر (رهبر بزرگ و فقید ناسیونالیست عربی-اسلامی مصر) به گفته خویش او را الگوی خود قرار داد و کانال سوئز را برای مصر ملی کرد.

سفیر شوروی در ایران رسما اعلام کرد که دولتش در برابر وی به زانو افتاد.

اولین نفر که با استفاده از علوم روز در دانشگاه به بررسی علمی حقوق اسلامی شیعه پرداخت.

اولین نفر که حقوق شرعی زنان را به طور علمی در دانشگاه مطرح ساخت.

ابرمرد تاریخ ایران، با جان بر کف بودن خویش در راه وطن اجازه نداد که تا سال 1992 امتیاز نفت ایران در انحصار بیگانه باشد.

مجاهدت های کسی که خود را وقف سرزمین و مردم و دین خویش کرد، یگانه طراح بزرگ ملی شدن صنعت نفت ایران، جاوید یاد دکتر محمد مصدق به همین جا ختم نشد،وی خود را وقف ملیت ایرانی و دیانت اسلامی ساخت و لحظه به لحظه افتخار آفرید.

بخشی از بیانات بزرگوار:

” من ایرانی و مسلمانم و بر علیه هرچه ایرانیت و اسلامیت را تهدید کند تا زنده هستم مبارزه می کنم “.

” تنها گناه من و گناه بسیار بزرگ من این است که صنعت نفت ایران را ملی کردم و بساط استعمار و اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی عظیم‌ترین امپراطوری جهان را از این مملکت برچیدم “.

03637949616553057745

نوجوانی دکتر مصدق

” حیات من و مال و موجودیت من و امثال من در برابر حیات و استقلال و عظمت و سر فرازی میلیون ها ایرانی و نسل های متوالی این ملت کوچکترین ارزشی ندارد و از آنچه برایم پیش آمد هیچ تاسف ندارم و یقین دارم وظیفه تاریخی خود را تا سر حد امکان انجام داده ام .عمر من و شما و هر کس چند صباحی دیر نخواهد پائید.

*برای درمان سرطان بینی با وجود اصرار فرزندش  که پزشک بود و دوستدارانش راضی به سفر به خارج برای درمان نشد وگفت پزشکان ما قادرند همه کاری را برای درمانم انجام دهند.

به اختیار خود ملک خودش را بین کشاورزانش تقسیم کرد!

اما

*هنوز همبرایرفتن بر سر مزارش که نیمه ویرانست، مردم مشکل دارند!

  و هنوز یک خیابان و کوچه بنامش نیست.