مارسیا فرریاس داستان مردی را به یاد میآورد که به سقراط نزدیک شد و گفت:
از انجا که بسیار با شما دوست هستم، لازم است چیزی را بگویم!
سقراط گفت:
- صبرکن! آیا سه آزمون را گذراندهای؟ نخستین آزمون را انجام دادهای؟ آیا میدانی که آنچه که به من میگویی واقعیت دارد؟
- خوب… مطمئن نیستم، اما شنیدهام که میگویند…
حکیم گفت:
- پس آیا آزمون دوم را انجام دادهای؟ آزمون خوبی را. آیا گفته تو برای من خوبست؟
-نه…… کاملا برعکس….
- اگر ازمون حقیقت و خوبی راانجام ندادهای، پس حتما آزمون فایده را انجام دادهای. انچه میخواهی برایم بگویی، مفید است؟
مرد گفت: مفید؟ خوب، مفید نیست.
فیلسوف با لبخند نتیجه گرفت:
- اگر موضوع نه حقیقت دارد، نه خوب است و نه مفید، بهتر است خود را نگرانش نکنی.
پائولو کوئلیو – مکتوب دوم
ارسال به:

بر پدر پ.ک. لعنت !
vali ba fuzuli bayad che kard akhar!??
vali daghighan hamina negarani bar angize !
نه حقیقت دارد – نه مفید است – نه خوب؟ باید چندین بار تکرار کنم تا ملکه ذهنم بشه!
حکمت آموز بود. ای ول
بسیار زیبا و عمیق بود ….
ممنون