تذکر: این پست علاوه بر واقعی بودن،جنبه آموزشی – پرسشی دارد.
گفتگوی پسری 12ساله با مادرش:مامان امروز که از کلاس زبان داشتم میآمدم، بچه کوچکی در کنار جوی آب داشت جیش میکرد. میدونی چی بود مامان؟ مامان بچه خیلی راحت شلوارش بچهاش رو درآورده بود و بچه داشت کارشو میکرد.
مادر: پسرم بچه دختر بود یا پسر؟
پسر: من از کجا بدونم؟! آخه اون خیلی کوچک بود!
در ادامه مادر متوجه میشود که واقعا فرزندش از تفاوت پسر و دختر آگاهی ندارد و مجبور میشود علاوه بر توضیح تفاوت فیزیکی دختر و پسر، به نحوه تولد بچه نیز – البته با رعایت حدود فهم و درک بچه ولی به صورت واقعی- اشارهای داشته باشد.
دوجمله بعدی که کودک بر زبان میآورد، طنزی تلخ با خود همراه دارد:
جمله اول: مامان خوب شد گفتیها و گرنه اگر تو برای من خواهر میآوردی، فکر میکردم ناقصالخلقه است!
جمله دوم: مامان حالا اگر باباها بچه بیارن بچهشون میشه ماکارونی؟!!!
ارسال به: