آیا فایرفاکس در کتاب رکوردها ثبت می‌شود؟

این روزها زمزمه ثبت رکوردی در کتاب رکوردها به کمک فایرفاکس بحث روز محافل وبی است. در خودم این توانمندی را نمی‌بینم که در حد سایر دوستان در این مورد مطلب بنویسم. آنچه مرا وادار به این کار کرد، دغدغه روزهای اخیر من است از اتفاقی که هر لحظه ممکن است بیفتد: تحریم نرم‌افزاری!

من در وبلاگ نویسی و وبلاگ‌خوانی مسیر زیادی را پیموده‌ام. افتخار اقامتی نه چندان دراز مدت در هر کدام از سرویس‌های پرشین‌بلاگ، بلاگفا و بلاگر را داشته‌ام. روزی که تصمیم به کوچ به وردپرس گرفتم دوستی سوال ساده‌ای از من پرسید: از فیلطرینگ و تحریم نمی‌ترسی؟ جواب من ساده‌تر بود: مگر مطالب من چه اهمیتی دارد که فیلطر یا بلوکه شود؟ الان هم در مورد وبلاگه همین احساس را دارم. هر چند وابستگی زیادی به آن پیدا کرده‌ام و بقول دکتر مجیدی: گاهی مطلبی را دیده یا نوشته‌ام و بعد سرم را بلند کرده و گفته‌ام ببین چقدر مطلب خوبی خواندم یا نوشتم ولی کسی را نیافته‌ام. این داستان وبلاگ‌نویسی و وبلاگ‌خوانی من است.

حدود دوسال است که با فایرفاکس عزیز آشنا شده‌ام. تعجب می‌کنم که چرا قبلا از این سرویس استفاده نکرده‌ام. افزونه‌ها آن را به ابزاری فوق‌العاده تبدیل کرده‌اند و امروزه بی‌افزونه وبگردی بی‌معنی است.

در چند روز اخیر ظاهرا فایرفاکس از کاربرانش خواسته که در یک نهضت جهانی و خودجوش(به معنی واقعی!) شرکت نمایند تا در یک روز خاص که به اطلاع کاربران خواهد رسید، همه نسخه جدید این مرورگر را دانلود کنند و با افزایش دانلودکنندگان رکورد جدیدی ثبت شود. همینجا بگویم که به نظر می‌رسد تب کوردزنی ایرانی‌ها دامن آنها رارهم گرفته است!

اما صرف‌نظر از اینکه آنها چه نیتی دارند و اصولا نرم افزار اوپن سورس نیت بردار است یانه، من از منظر نگرانی ابتدای نوشته‌ام به این قضیه نگاه می‌کنم: فایرفاکس بدان که ما زنده‌ایم و هنوز یا نخواسته‌ایم یا نتوانسته‌ایم جانشینی برایت بیابیم.

ایرانی زنده است. ایران مهد علم است ولی منطق حاکم بر تفکر ایرانی او را به این شعار محدود نمی‌کند. او هر چیز خوبی را از هرجا که ببیند، می‌گیرد و به کار می‌برد.

به امید آنکه فایرفاکس خود را ملزم ببیند که زبان فارسی را کماکان حمایت کند و حتی فکر حذف کاربران ایرانی و عدم ارائه خدمات به آنان را از ذهن خود خارج کند.

برای ورود به این وادی و شرکت در این حرکت خودجوش، مطلب جالب یک پزشک با عنوان: با دانلود فایرفاکس رکورد جهانی را بشکید و یک فتحی با عنوان: با دانلود بهترین، ایران را هم بالا ببریم خواندنی و استفاده کردنی است.

همین امروز به این نهضت بپیوندیم!

زیبایی در زشتی!

کوهنوردی صبحگاهی، امروز. ورودی یک روستا. یک صحنه زیبا. مرغابی با چند جوجه اردک! گوشیم را در می‌آورم تا عکس بگیرم. بک گراند عکس می شود زباله‌های روستا. متاسفم. ولی دیدن این جوجه‌ها با آن پرزهای ریز طلایی واقعا زیبا بود.

به پیشواز کنسرت استاد شجریان

قرار است30و31خرداد و 1و2 تیر امسال کنسرت استاد شجریان در سالن بزرگ وزارت کشور برگزار شود. جدا از مشکلات تهیه بلیط (که امیدوارم به من یکی برسد) یاد استاد همواره گرمی بخش دلهاست. به این مناسبت شعری زیبا از دوست عزیزم محودرستمی که در مقدمه کتابش با عنوان «آوای استاد» سروده و نسخه دیگری از این شعر را دیروز تحویلم داد، در اینجا می‌آورم. نکته جالب در این شعر استفاده شاعر از نام کاست‌های استاد است.

بخوان که هدیه عشق است هرنفس که تو راست

بخوان که هر نفست نکهتی ز باغ خداست

بخٰوان که بــــــوی تو دارد هوای خانــه مــا

گرفته گرمی تو محفل شبـــــــــــــانه‌ی مـا

بخوان که در دل هر خانه دود عود به پاست

بخوان که حنجره‌ات ساز قصه‌گوی خداست

بخوان که در دل مجنون هوای چشمه نوش

به دور گنبد مینــــــا نمی‌شود خامــــــوش

بخـــوان که دلشدگان مست بـــوی باراننـد

به انتظــــــــــــــــار دل از خویشتن گریزانند

بخـوان که راز دل عاشقـــــان تو مــی‌دانی

بخـــــــوان که در شب وصلت سرود بارانی

شب و سکوت وکویر است و شوق بیـداری

بیا که هر چه سپیـده است در سخن داری

دل از نوای تو گرم است اگر زمستـان است

شرار شعله‌ی جان ز آستــــان جانان است

به یاد عـــــــــــــــارف اگر می‌زند دلـت فریاد

بخوان که در شب بیــــــــداد هر چه باداباد

تو در خیـــال من و مست در خیــــال تو مـن

دلم زشور معمـــــــــای هستیت روشـــــن

چنین که می‌دمـــــد از هر نفس ترانه‌ی تو

جهــــــــان شکفته ز گلبانگ عاشقانه‌ی تو

نوای گرم تو آرام جان عشـــــــــــــاق است

سرود سرو چمــــان در فغان عشـاق است

سلام خلق نوشتــــــه است در پیام نسیم

نفس نفس دهدت هر سحــر سلام نسیم

تویی که نغمــــــــــــــه‌ی ایران به یاد ایامی

صفیــــــــــــر جان جهان بر چکـــــاد ایامی

چگـــــــــــونه قصـــــه کنم با تو درد شیدایی

که عشق داند و بس سر عشق و تنهایی

پ.ن: 1- تصنیف سروچمان آخرین اجرای استاد در آمریکا

2- تصنیف مرغ سحر آخرین اجرای استاد در آمریکا

با تشکر همیشگی از دکتر مجیدی!

پ.ن دوم: در همین رابطه : اول مهر روز تولد استاد شجریان

به دیگران فکر کنیم!

یک مردِ روحانی، روزی با خداوند مکالمه ای داشت: «خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟»

خداوند آن مرد روحانی را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد؛ مرد نگاهی به داخل انداخت. درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود؛ و آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد.

افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند. به نظر قحطی زده می‌آمدند.. آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پُر کنند. اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلندتر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند..

مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد. خداوند گفت: «تو جهنم را دیدی!»

آنها به سمت اتاق بعدی رفتند و خدا در را باز کرد. آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود. یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن، که دهان مرد را آب انداخت!

افرادِ دور میز، مثل جای قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و تپل بوده، می گفتند و می خندیدند. مرد روحانی گفت: «نمی فهمم!»

خداوند جواب داد: «ساده است! فقط احتیاج به یک مهارت دارد! می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به همدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار تنها به خودشان فکر می کنند!»

وقتی که عیسی مسیح مصلوب شد، داشت به شما فکر می کرد!

(تخمین زده شده که 93% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد. ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می باشید، این پیام را با تیتر «7%» ارسال کنید)

من جزء آن 7% بودم! و به یاد داشته باشید، من همیشه حاضرم تا قاشق غذای خود را با شما تقسیم کنم!

ببار ای بارون ببار!

 

این پست قرار بود دیروز منتشر شود ولی به علت سرعت بسیار بالای اینترنت(!!!) در شب گذشته و عدم امکان آپلود عکس و … به امروز موکول شد.

پس از مدت‌ها عصر امروز باران خوبی بارید. قیافه‌ها شاد و سرحال شدند. ماشین‌ها شسته، پیاده‌ها در حال فرار، اندرونی‌ها کنار پنجره محو تماشای زیبایی باران بهاری، جوی‌ها پرآب، پیاده‌روها در حال انعکاس صدای باران و من محو تماشای همه اینها.

به همین مناسبت دعوت مي کنم ترانه بسیار زیبای ببار ای بارون ببار استاد شجریان را از اینجا دریافت کرده و لذت ببرید! (داخل پرانتز: بعدا!!!)

این عکس و تکه فیلم 37 ثانیه از صحنه بارش باران هم توسط خودم و با موبایل تهیه شده است.

 

مطلبی هم راجع به امروز:بارش باران از صبح دوباره شروع شده و زیبایی‌ها ادامه دارد. صبح ساعت 4 رفتم پیاده‌روی تا ساعت 5 و بعد هم استخر. تا ساعت 1 شب گذشته هم که توییتر و فرندفید بازی بود با چند بار قطع اینترنت. وزیر ارتباطات یه چیزی میدونه که میگه 56 کیلو برای مردم کافیه دیگه!

تو این وسط فایرفاکسم هم ایراد پیدا کرده که به خاطر افزونه‌ها و بوک‌مارک‌ها عوضش نکردم و باید برم سراغ اکسپلورر!

ببخشید سرعت بالا امکان آپلود فیلم وآهنگ را فراهم نکرد. باران کماکان زیباست!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

انواع سرویس بهداشتی!

به بهانه فرارسیدن ایام امتحانات

انواع سرویسهای بهداشتی به تفکیک زن و مرد کدامند؟

1- سرویس بهداشتی 2- توالت 3-دستشویی 4- باید جنسیت مشخص باشد تا گزینه درست انتخاب شود.

تقلب کناردستی: این عکسو ببین و جواب بده: