خانم مرجان سلام.
حالتان خوب است؟ امیدوارم حالتان خوب شده باشد. گلاب به رویتان یادم هست آخرین باری که دیدمتان دماغتان از دستمال جدا نمیشد.
مرجان خانم امروز بر خلاف نامههای دیگر که بعد از نوشتن پاره کرده و انداختهام در توالت اداره، این بار میخواهم نامه را بگذارم توی کشوی میزتان. همانجا که سوهان ناخنتان را میگذارید.
خانم مرجان تو را به خدا انقدر با این ناخن صاحبمردهتان ور نروید، هر بار که من میبینم شما دارید هی سوهان میکشید بهش، دلم ریش میشود.
خانم مرجان راستش را بخواهید خیلی وقت است میخواهم یک چیزی بهتان بگویم رویم نمیشود. راستش هر چی فکر میکردم که چطوری این حرفم را بهتان بزنم که آب توی دلتان تکان نخورد نمیدانستم. تا چند روز پیش که رفته بودم اتاق حسابداری، به خانم رحمتی گفتم: اگر آدم بخواهد یک حرفهایی به کسی بزند ولی خجالت بکشد چی کار باید بکند؟ چطور باید بگوید که طرف ناراحت نشود و از آدم خوشش بیاید؟ خانم رحمتی که انگار کش مویش به من حساسیت دارد و هر وقت من میروم توی اتاقش فورا دست میکند زیر مقنعهاش تا موهایش را سفت کند، گفت: باید چند تایی کتاب بخوانی. گفتم: مثلا چه کتابی؟ گفت: رمان. گفتم: رمان را که به گل میزنند! گفت: نه این رمان است، آن رمان، با هم فرق دارد. اینطور که از حرفهایش فهمیدم؛ رمان مثل شیر است که چند تا معنا دارد، مثل شیر ماده و شیر مادر! این یکی آدم را میخورد، این یکی را آدم میخورد!
خلاصه یک کتاب از کشوی میزش بیرون آورد و به من داد. کتاب را بردم خانه از شب تا صبح خواندم. راستش خیلی خوب بود. خیلی چیزها یاد گرفتم. اما بین خودمان باشد؛ به نظرم خوب نیست خانم سن و سال داری مثل خانم رحمتی از این کتابها بخواند! بیخود نبود وقتی کتاب را میداد، گفت به همکاران نگویم که چه کتابی ازشان گرفتم!
اما برای من خیلی خوب بود، راستش وقتی کتاب را خواندم فکر کردم که الان دیگر میتوانم حرفهایی که خیلی وقت است میخواهم بهتان بگویم، یک طوری بهتان بگویم که حسابی خوشتان بیاید و جواب خوب بدهید و مثل این خانمی که در کتاب خواندم، بعد از خواندن نامه آن را به سینهتان بچسبانید و در نسیم کوچه باغ تنهاییتان، که از لابهلای شاخسارهای درختان بید احساسات فرشتهسانتان، خودشان را به صورت شما میرسانند تا از بوی شما وجودشان را عطرآگین کنند، گیسوانتان را افشان کنید. گیسوانی که یک بار شنیدم داشتید پشت تلفن به آبجی مهنازتان میگفتید تازگیها براشینگشون کردهاید!
خانم مرجان خانم!
در طبقه اول ساختمانی که شما در آن کار میکنید، کنار سرویس بهداشتی یک اتاق شش متری هست که دیوارهایش با کاشی سفید بیست سانتی پوشیده شده، ما بین کاشیها با سیمان سفید بند کشی شده، کف اتاق سرامیک است و کابینتهایش پوسیده، اما تمیز است. گوشهی دیوار، کنار پنجرهی رو به خیابان، سماور کهنهای هست که همیشه روی سرش یک قوری، دارد چای درونش را به تعالی میرساند!
خانم مرجان خانم!
در این اتاق یک صندلی زهوار در رفته است که هر از گاهی یک از موجودات این عالم، از تیره پستانداران دو پای دارای عقل و شعور که روی دو پا راه میرود؛ مینشیند. او زیر پوستش، پشت قفسهی سینهاش یک چیزی آویزان است که تلپ تلپ صدا میکند به نام قلب! یا همان دل!
خانم مرجان خانم!
مدتی است این قلب به گرمای مهر شما آتش گرفته.
خانم مرجان خانم! این جانور ذی شعور میخواهد به شما بگوید که؛ شما را دوست دارد. اندازهی تمام برگه چایهایی که تا به حال در قوری ریخته است. به اندازهی تمام کبریتهایی که برای روشن کردن سماور اداره روشن کرده و بعد فوت کرده تا شعله عمرش را خاموش کند! دوستتان دارد! به تعداد دانه دانه ذرات هفت رنگی که با فشار دادن تلمبهی شیشه پاک کن در فضا منتشر میشود!
خواهش میکنم بغض نکنید. این شیفتهی شما طاقت دیدن اشک شما را ندارد! او قول میدهد که شما را خوشبخت کند و به تمام آرزوهایتان برساند. به الانش نگاه نکنید که مسوول آبدارخانه است. همینطور اگر خوب کار کند و همه از دستش راضی باشند، چند وقت دیگر میتواند رییس اداره شود. باورتان نمیشود؟! مگر این سینه چاک شما کمتر از رئیسهایی هست که هر دو ماه یک بار عوض میشوند؟
اصلا اگر رییسهای خوبی بودند و عرضه داشتند و کارشان را بلد بودند که عوضشان نمیکردند. اگر خوب کار میکردند و از پس مسوولتشان بر میآمدند که مثل شما که الان چند سال است منشی هستید و همهی رییسها از دست شما راضی بودهاند، و اصرار داشتند که فقط شما منشیشان باشید، میگذاشتند چند سال رییس باشند.
اصلا به نظر من این رئیسها اصلا عقل و شعور ندارند. خانم مرجان! باور کنید من امتحان کردهام. تا به حال همهشان را امتحان کردهام. هیچکدامشان فرق آب دهان کف کرده را با کف چای نمیفهمند!
برخلاف شما که یادم هست گلاب به رویتان! یک بار که میزتان را با شیشه پاک کن تمیز نکرده بودم شما زودی فهمیدید و گفتید: اینجا را دستمال نکشیدهای بو نمیدهد! راست میگفتید شیشه را اگر با شیشه پاککن پاک کنی بوی عطر میدهد. مثل شما که همیشه بوی عطر میدهید. راستی شنیدهام این عطر را آقای رییس جدید برای شما خریده. این دلدادهی شما از شما خواستار است که قول بدهید وقتی با هم عروسی کردید باز هم از این عطر بزنید.
همیشه در قلب منی.
منتظر جواب نامه هستم.
رحیم خاکسار
***
مرجان خانم سلام! من این نامه را از طرف رحیم نوشتم، رحیم خاکسار. خودش سواد نداشت من برایش نوشتم. اگر جایی یک طوری نوشتهام که بدتان آمده، ببخشید، تقصیر رحیم نیست، همهاش را من نوشتهام. رحیم شما را خیلی دوست دارد.
اگر هم یک وقت به نظرتان رسید که رحیم مرد رویایی شما نیست، میتوانید به من فکر کنید. من در روستایمان تنها کسی هستم که سواد دارد و از وقتی کلاس پنجمم را تمام کردم بیشتر پسرهای روستا نامههای عاشقانهشان را میگفتند من مینوشتم. درست است که الان زیر دست رحیم در آبدارخانه کار میکنم، ولی اگر با هم عروسی کنیم و برویم روستایمان آنجا برای خودم کسی هستم. اگر دلتان خواست و خدا کمک کرد با رحیم عروسی کردید، خواهش میکنم این قسمت آخر نامه را پاره کنید و هیچ وقت به رحیم نشان ندهید. راستش یک بار مظفر پسر همسایهمان، ازم خواست؛ برای سمیه، دختر دایی رحمانش نامه نوشتم، اما سمیه نامردی کرد و بعد از اینکه عروسی کردند، آخر نامه را به مظفر نشان داد. او هم با بیل به جانم افتاد و دستم را شکست.
دیگر مزاحمتان نمیشوم.
خیلی دوستتان دارم.
امضاء
رجب مزروعی
ازاینجا

کاش آدرس این مرجان خانومو هم زیر نامش مینوشت ببینیم کیه اینقدر عاشق سینه چاک (تا اینجا که رحیم و رجب و رئیس جدید!!!) داره
)
“هیچکدامشان فرق آب دهان کف کرده را با کف چای نمیفهمند! ”
)
از فردا تو شرکت خودم میرم واسه خودم چای میریزم
“اندازهی تمام برگه چایهایی که تا به حال در قوری ریخته است. به اندازهی تمام کبریتهایی که برای روشن کردن سماور اداره روشن کرده و بعد فوت کرده تا شعله عمرش را خاموش کند! دوستتان دارد! به تعداد دانه دانه ذرات هفت رنگی که با فشار دادن تلمبهی شیشه پاک کن در فضا منتشر میشود! ”
جالبترین ابراز احساساتی که تا حالا دیده بودم
)
دلزده جان ممنون نصفه شبی کلی خندیدم
)
زورکیم مگه میشه نظر داد!!!
اگر کسی بامن میخواد دوست شه میتونه . saeedsys@gmail.com
ضرر نمیکنیدآ
باشه اشکالی نداره فقط موضوعه عکسها کمه.
i hove you
سلام
ممنون كه به فكر ما جوونا هستين
قشنگ بود اگه یه نفر منو اینطوری می خواست حتما زنش می شدم ولی حیف دیگه همچین آدمای ساده و بی شیله پیله تو روستاها هم پیده نمیشه
اي ناز تو بهترين سر اغاز چشمي به نياز ما بينداز
ا
ا ای خدا واست نامه ای مینویسم تا بدونی گمشده دارم
اگرچه من هنوز به یادش ردپام رو جای ردپاش میزارم
من خاک تنها و حقیرم که همه گام بر چشمانم میگذارن
اشک باریدن ندارم اما همه بر تن شکسته من میبارن
قلبم محکوم به تنها شدنه که کار من شده اشک شمردن
در خلوت سرا غم نشستم که سهم من شده تنها مردن
ای خدا اومدم برای تو از دلی بگم که از خنده پریشونه
میخام از پریشونی بگم که دلم دیگه آخر نامه زنده نمونه
ای خدا از نامهربونی ها گریه هام عادتت شده میدونم
دوسم داری اما یه کاری کن که برم و دیگه اینجا نمونم
اگر گناهی کردم عذابم بده که جز عاشقی گناهی نکردم
شب با دیدن ستاره دیگه حتی به آسمون نگاهی نکردم
گوش به دل حرفام بده که میخام از درد دل غریبم بگم
از چشمک اون ستاره آسمون شب که داده فریبم بگم
بشنو خدا که درون دل کوچکم به بزرگی دنیا غصه دارم
اگه فریاد نمیزنم میخام با سکوت مرهم رو دردم بزارم
میگن اگه تنهایی بخند چون خدا رو داری و خدا تنهاست
اما من میگم فریاد نزن عاشق که دلم از دنیا جداست
بعد از اون زنده بودنم هیچ فرقی دیگه با مردن نداره
تن خسته من مرده چون دیگه دلی برای سپردن نداره
خدا خدا میکنم باز پیشم بیایی که بدجور این دلم شکسته
با تو قده یه عالم حرفای نگفتنی تویه این سینه نشسته
من از صدای گریه شب تا صبح سحر به تنهایی رسیدم
در این زندگی نبود فصل فصل بهار رو بیوفایی کشیدم
در خلوت خاموشم هیچکسی نخواهد فهمید که چرا دلگیرم
اگر از کوی شب میروم در بغض چشای ابر چرا اسیرم
بعد از مرگم نیز کسی نخواهد دانست که من چرا غریبم
از رسم بی رسم زمونه و روزگار چرا زخم خورده فریبم
فاطمه من تورو همینجوری میخوام زنم میشی؟؟؟؟؟
بعد از این هم آشیانت هر کس است باش با او یاد تو مارا بس است
نیمه شب آواره و بی حس و حال در سرم سودای جامی بی زوال
پرسه ای آغز کردیم در خیال دل بیاد اوارد ایام وصال
از جدایی یک دوسالی می گذشت یک دوسال از عمر رفت و برنگشت
دل بیاد اورد اول بار را خاطرات اولین دیدار را
آن نظر بازی و آن اسرار را آن دو چشم مست آهو وار را
همچو رازی مبهم و سر بسته بود چون من از تکرار او هم خسته بود
آمد و هم آشیان شد با من او هم نشین و هم زبان شد با من او
خسته جان بودم که جان شد با من او ناتوان بود و توان شد با من او
دانمش شد خوابگاه خستگی این چنین آغاز شد دلبستگی
وای از آن شب زنده داری تا سحر وای از آن عمری که با او شد بسر
مست او بودم زدنیا بی خبر دم به دم این عشق می شد بیشتر
آمد و در خلوتم دم ساز شد گفت و گو ها بین ما آغاز شد
گفتمش در عشق پا برجاست دل گر گشایی چشم دل زیباست دل
گر تو زورق بان شوی دریاست دل بی تو شام بی فرداست دل
دل ز شوق روی تو حیران شده در پی عشق تو سرگردان شده
گفت در عشقت وفادارم بدان من تورا بس دوست می دارم بدان
شوق وصلت را بسر دارم بدان چون تویی مخمور خمارم بدان
با تو شادی می شود غم های من با تو زیبا می شود فردای من
گفتمش عشقت بدل افزون شده دل زجادوی رخت افسون شده
جز تو هر یادی بدل مدفون شده عالم از زیباییت مجنون شده
بر لبم بگذاشت لب یعنی خموش طعمه بوسه از سرم برد عقل و هوش
در سرم جز عشق او سودا نبود بهره کس جز او در این دل جانبود
دیده جز بر روی او بینا نبود همچو عشق من هیچ گل زیبا نبود
خوبی او شهره آفاق بود در نجابت در نکویی طاق بود
روزگار اما وفا با ما نداشت طاقت خوشبختی مارا نداشت
پیش پای عشق ما سنگی گذاشت بی گمان از مرگ ما پروا نداشت
آخر این قصه هجران بود و بس حسرت و رنج فراوان بود و بس
یار مارا از جدایی غم نبود در غمش مجنون عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهد و پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگاه پشتم را شکست
آن کبوتر عاقبت از بند رست رفت و با دلدار دیگر عهد بست
با که گویم آنکه هم خون من است خسم جان و تشنه خون من است
بخت بداین وصل اوقسمت نشد این گدامشمول ان رحمت نشدآن طلاحاصل به این قیمت نشد
عاشقان را خوش دلی تقدیر نیست با چنین تقدیر بد تدبیر نیست
از غمش با دود و دم همدم شدم باده نوش غصه او من شدم
مست و مخمور و خراب از غم شدم ذره ذره آب گشتم کم شدم
آخر آتش زد دل دیوانه را سوخت بی پروا پر پروانه را
عشق من از من گذشتی خوش گذر بعد از این حتی تو اسمم را نبر
خاطراتم را تو بیرون کن ز سر دیشب از کف رفت فردا را نگر
آخر این یک بار از من بشنو پند بر من و بر روزگارم دل نبند
عاشقی را دیر فهمیدی چه سود عشق دیرین گسسته تار و پود
گرچه آب رفته باز آید به رود ماهی بیچاره اما مرده بود
با توجه به فرمایشات فاطمه خانوم . اینجانب حاضرم در این مورد کمکشان کنم . تماس بگیر ند . آماده گی کامل دارم . 09369260962
فاطی جون اگه می خوایی زن من بشی برای من پی ام بزار تا……….
آیدی من hamed_2649
خوب بو حال کردم
عزیزم منم در خدمت هستم
من بودم یک عاشق
با کسی که 5سال دیونه هم دیگه بودیم
ولی مشکلات طبقاطی ما رو از هم جدا کرد تا هردومون تا اخر عمر حسرت همدیگرو بوخوریم
به دنباله عشق دومی می گردم تا منو تغیر بده
09358727288
من ميتوانم شما را كمك كنم 09374875780
salam vaghan shomaha abroye harchi pesare bordid ke ye dokhtar harfe delesho mizane sari shomare .. man web shoma khosham omad be manam sar bezan
bye
اگه جاي مرجان بودم ديگه سر كار نمي رفتم.
خوب بود من یه دوست دختر می خوام
لطفا با 09195104614تماس بگیرید
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش شاید دیگه هیچ کس را مثل او دوست نداشته باشی و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچ کس تو ر ا مثل او دوست نداشته باش
تقدیم به کسی که با شکوفه های بهار آمد
امابرای من تنها بهارنبود . بهشتی بود دردل کره خاکی دلم .
تو درپائیزبرگ ریز دستان سرد مرا گرفتی ومرا به باغ دلت راه دادی و من حالا می بینم که دنیای دلت چه بزرگست و من چه ذره ناچیزی در این سبزه زار بی انتها. کمک کن تا لایق دلت باشم . کمک کن آنگونه باشم که باید.
مهربانی از تو و عشق از من .
سلام پرنده ی کوچک خوشبختی من
سلام و به امید یه جهان پر از عشق ،پر از محبت و پر از نور برای تو. یه دنیا زیبائی به زیبائی چشمهای نازنین تو.
یه دنیا مثل قلب تو صاف و صادق و مهربان .
هستی من تو ، تمام وجود من تو ، نور دیدگانم تو .
توئی که به گوشه چشمی عشقی گرم وزیبا آفریدی .
توئی که به کرشمه ای آتش در من افروختی .
توئی که پاکی چون دریا.
زلالی چون آب .
روانی چون باران .
تو پادشاه سرزمین عشقی .
تو خود عشقی .
می پرستمت .
برای من بمان همان گونه عاشقانه . تمام عمر من به فدای تو.به فدای نیم نگاه تو و یک نفس تو
تو تنها ترین معشوق منی .
مهربانم
امیدوارم بتوانم لایق تو باشم . به پاس مهربانیت ، تا ابد با تو خواهم ماند.
دوستت دارم.
دیوانه ات خواهم ماند
توی این زمونه هیچ کس راست نمیگه یعنی عشق پاک خیلی کمه
خورشید عشق واقعی غروب نداره 09191612652
ای تو روح پر فوتوحتو همتون ….
این چه مدل از ازدواج کردن و پیدا کردن نیمه گمشده است ؟؟؟؟؟؟؟/
در جواب داش امیر بگم هست خوبش هست
فاطمه اگه می خوای زن داداشم بشی شماره ات را به ایمیلم بفرست/
http://www.neda.hamid2008@yahoo.com
عشق مرجان ورحیم عشق وا قعی نبو ده یعنی دروغ بوده
اگه قسم بخورم باورمی کنید که تابه حال با کسی دوست نبودم حالا می خوام با یه نفر دوست بشم که عاشق
همدیه باشیم اگه کسی هست که شرایتمو قبول کنه با من تماس بگیره09149843845
ما نخونده قبولتون داریم
L4SEVEN@YAHOO.COM
ولش کن بیکاره
ناموسن صلوات
خيلي خوب بود
خيلي خوب بود 09161301058
salam.kheili khub bud.faghat ino behet migham ke tu zendeghi entezare hame chizo dashte bash
انتظار چيو داشته باشيم اگه زندگي اين طوره بهتره كه من زندگي نكنم چون من خيلي كم حوصله هستم خوب بود
agar dost dashti tamas begir karet daram
salam khobi? khub bod
تو این دنیا عاشق واقعی پیدا نمیشه.همش دوروغه دوروغه…………..
خوب بود فاطمه جون
منم یه روز مشکل تورو داشتم اما حالا دیگه برام مهم نیست.
سلام!
جالب بود اما تكراري
مي نم همه ما تجربه هاي احساسي يا داشتيم يا داريم يا خواهيم داشت
اما من تصور مي كنم به جاي اين كه تاسف گذشته رو بخوريم بهتره راهي واسه شكست نخوردن در آينده پيدا كنيم
در ضمن اين قدر خودتون رو ارزون به حراج نگذاريد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
سلام!
جالب بود اما تكراري
مي دونم همه ما تجربه هاي احساسي يا داشتيم يا داريم يا خواهيم داشت
اما من تصور مي كنم به جاي اين كه تاسف گذشته رو بخوريم بهتره راهي واسه شكست نخوردن در آينده پيدا كنيم
در ضمن اين قدر خودتون رو ارزون به حراج نگذاريد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
وقتي باهمين سه نفريم
منو تو تنهاي
وقتي جدايم چهار نفريم
تو تنهاي منو عذاب
همه چيز بهانست ادم بخواد ميتونه بهانه لازم نيست
!
همتون سوسول هستيد
اونايي كه ميگن عشق واقعي وجود نداره حتما مشكل از خودشونه
مگه نه؟
واسه درك كردن عشق واقعي بايد صبر كنيد تا يه روز دوچارش بشيد و
وقتي كه دچارش شدي ديگه راه جز ادامه دادن نداريد .
بعضي از دختر پسرا دوست داشتن با دوست شدن اشتباه ميگيرن
دوست ميشن به خاطر خوش گزراني وطرف مقابل كه واقعا عاشق از زندگي نااميد ميشه اينم بدونيد شكستن قلب خيلي راحته ولي به دست اوردنش خيلي سخت.
سالم
عاطفه خانم اميدوارم حالت خوب باشه مي دونم ديگه منو نميخوايي ولي نتونستم عاطفه خانم از اون روزي
كه منو تنها گذاشتي شب روز ندارم هر روز شب كه مي خوام بخوابم بغض قلومو ميگيره وچاره جز گريه
كردن ندارم نميخوام عشقمو بهت ثابت كنم ميدونم تو ديگه منو نميخوايي وبه من فكر نميكني من فقط
ميخوام بدوني من به خاطر تو چه كارايي انجام ميدم مي خوام بدوني چقدر دوست دارم ميخوام حرف دلمو
بهت بگم يادته روزي رو كه بهت گفتم دوست دارم تو برام چي نوشتي
عشق فراموش كردن نيست بلكه بخشيدن است
عشق گوش كردن نيست بلكه درك كردن است
عشق ديدن نيست بلكه احساس كردن است
عشق جا زدن وكار كشيدن نيست بلكه صبر كردن وادامه دادن است
من اين نوشته تو رو خوندم ولي توجه نكردم درسته من صبر نكردم وبه اين خاطر تورو از دست دادم
وقتي بودي من يه عاشق پيشه بودم حالا كه نيستي معني عشق ميدونم معني صبر كردنو معني تنهاي
يادته روز اول كه از بالاي ساختمان نيمه ساخته باهم صحبت ميكرديم انقدر هل شده بودم كه از دور ور
خبري نداشتم واون اتفاق افتاد من بهت گول ميدم كه اون همسايه فضول رو از كارش پشيمون ميكنم
يادت باشه يه روز مياد كه منو تو به هم ميرسيم واونايي كه سد راه بودن از راه برداشته ميشن
عاطفه خانم ميخوام يه چيزي رو بهت بگم واونم اينه من مريضم واينو خوب ميدونم كه اگه
براي هميشه از دست بدمت ديگه وجود ندارم
ارزو كن كه مرگ اخرين ارزوي من باشد
زيرا تنها ارزوي من ماندگاري براي توست.
به اميد ديدار اي تنها دليل بودن
عاشقانه ترين نگاهم را روي قايقي از باد نشاندم و
پارو زنان سوي تو فرستادم
وقتي به ساحل نگاه تو رسيد
تو چشمانت را بستي
و قايقم ، غرق شد
سلام خوبه ولی ساختگی عشق تنها یه نوع نیست میلیاردها نوع عشق داریم به اندازه ی همه مردم دنیا تو این دنیا باید دنبال عشقی بریم که به ما شبیهتره
راست ميگي ادم بايد دنبال عشقي بره كه بهش شبيه تر باشه
منم عشقمو پيدا كردم عشق ساختگيه منو ….!
سيامك جون ناراحت نشو توام روزي عاشق ميشي واسه توام پيدا ميشه.
اونم از نوع ساختگي.
مرسی خوب بود
علیرضا تو خیلی خیار تشریف داری برای این توهم هات برات خیلی متاسفم
منتظرم باش.به امید دیدار
پیام بالایی هم مال من بود علیرضا کله پوک
این قدر دروغ وچرت وپرت تحویل مردم نده. به من یه سری بزن
دروغ بدترين كاري كه يه فرد ميتونه انجام بده نميخوام عراجيفي كه تو به عنوان نظر نوشتي جواب بدم برات متاسفم
من از تمام دختر پسرا خواهش ميكنم كه دل همديگرو نشكنن چون شكستن يه دل خيلي راحته ولي به دست اوردنش خيلي سخت
منتظر نامه دوم من باشيد از نظرات شما ممنونم
تو چرا نمیخوای بفهمی هنوز خیلی بچه ای
فهميدم كه نمي خوام جوابتو بدم
عزيزان من !
چرا دعوا مي كنيد !
با هم دوست باشيد!
سعي كنيد به هم عشق بورزيد!
اين طوري كه نميشه با هم حرف زد!
من شما رو به عشق ،اميد،آزادي و زندگي دعوت مي كنم!
سلام
منم با شما موافقم ولي داره توهين ميكنه
بنام خدايي كه عشق رو افريد و زمونه رو باهاش فرستاد تا هر كي رو دوست داري ازت بگيره…!
سلام اي تنها دليل بودن
روزها ميگذره ولي هنوز نيومدي نميدونم نامه قبليم به دستت رسيده يا نه ولي من صبر ميكنم تا كه بياي اون دوسالي كه تو بودي احساست نميكرم و طمع تنهاي رو احساس نميكردم ولي ديگه نمي خوام ازدستت بدم خواهش ميكنم اگه بازم تو ته دلت به فكر مني برگرد ولم نكن كه دارم ميفتم ديگه به فكر اين افتادم كه بيام دنبالت ومال هم باشيم ولي شايد فكركني دارم بچه گي ميكنم يادته روز اول گفتي عشق تو غرايض دروني عشق تو واقعي نيست ولي باور كن تواين دنيا اول خدا مادرم و تورو از جونم بيشتر دوست دارم يادته تو نامه اولم بهت گفتم مريضم
پيش خودم يه گلي دادم كه اگه برنگردي ديگه بهانه براي تحت درمان بودنمو نميبينم ودرمان قطع ميكنم چون اگه تو نياي ديگه زندگي كردن برام معني نداره لابد الان ميگي عليرضا عقل نداره ولي اشتباه ميكني چون الان عقلم سر جاش امده وميدونم كه اگه بهم نرسيم من ديگه مردم
دلم گرفتي وبا خودت بردي و با نيومدنت داري سوراخ سوراخش ميكني اخه مگه چي شده باشه ميدونم اشتباه كردم نبايد اونقدر راحت باهات صحبت كنم كه همه بفهمن بخدا از وقتي تو رفتي ديگه دلم گرفته تو حياط ميشينم به پنجره خونه تون نگاه ميكنم پنجره كه منو تورو بهم رسوند وبد از همديگه جدا كرد فقط روز هايي كه بارون ميباره ميرم بيرون ميرم طرف اون كوهي كه نزديك خونه مون چون اون كوه خيلي شبيه منه ميرم وبغض گلومو ميگيره
گريه ميكنم چون اين تنها راهيه كه از بغضي كه گلوم رو گرفته خلاص شم دلم گرفته دارم زجر ميكشم دارم ديوونه ميشم مگه من چه كار كردم كه خدا تورو از من گرفته مگه از من ضعيف ترشو پيدا نكرد كه تورو از من گرفت
سه تا فرشته مهربون هستن!
اولي داره به پرنده ها غذا ميده ”
دومي به ادما كمك ميكنه
سومي كه خيلي دوستش دارم داره اين نامه رو ميخونه.
ولي اين بار ازش ميخوام يه كاري برام بكنه؛ تمام كينه هاشو ازم دور كنه و برگرده
اينم بدونه كه رو زي كه برگشت اون روز يكي از بهترين روزاي منه كه دوباره به دستش ميارم ميدوني بعضي روزاپيش خودم ميگفتم ديگه بهت فكر نميكنم ولي بد چند دقيقه وقتي اون نگاهت يادم ميومد دلم ميريزه و فكر و زكرم ميرفت پيش تواره من دلباخته شدم دلم به تو باختم
ولي خواهش ميكنم منو ببخش و برگرد وا با احساسات من بازي نكن چون خيلي د وستت دارم
اينو بدون كه اگه از دستت بدم خودمم تموم ميشم
يادته وقتي منو ميديدي ميزدي زير خنده همون خنده هات بود كه الان كار دست من داده
اگه ناراحت نشي ميخوام يه چيزي بگم
شما دخترا همه عين همين وقتي ميبينيد يكي عاشقتونه اميد وارش ميكنيد وبدش ولش ميكنيد امون خدا ولي تو مثل بگيه نيستي ميدونم تو منو دوست داري ولي نميتوني غرورتو بشكني
ولي خواهش ميكنم برگرد چون ديگه نميتونم
اگه تو بجاي من بودي ميخواستي من اينجوري اذيتت كنم من.من
عاشششششششششششششقتم واينم بدون بدون تو نميتونمممممممممممممممممم
گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر ايد
گفتم كه ماه من شو گفتا اگر بر ايد
چيزي كه بارها ازت ميخوام اينه كه برگردي
به اميد ديدار اي تنها دليل بودن…………!!!
گل قشنگ، علیرضا خان گل، بی تابی نکن،مهربون اگه به صلاحت باشه بر می گرده مطمئن باش داداشی توکل بر خدا کن
اگه نيومد چي كار كنم اين نامه دوم بود كه واسش فرستادم مگه يه جواب دادن خيلي سخته
سلام من اولین بار میام تو این سایت و اولین بار همه اینارو خوندم و می تونم بگم همچین بدمم نیومد به هر حال امیدوارم همه به آرزوشون برسن و منم یه روز به آرزوم برسمو پولدار شم تا بتونم به اونای که الان میبینم به پول نیاز دارن کمک کنم راستی با کلی زمان عشق کمرنگ میشه و با کمی زمان عشق از بین میره اینم واسه عاشقان
by
fateme jan in pesara janbe nadaran narahat nasho
زمان كلمه ي اشنايي كه ديگه من ندارم من زمانمو از دست دادم
علير ضا جان!
يه كم نگرانتم ها؟!!!
تنهايي گاهي هم بد نيست!
مراقب خودت باش!
سلام به همگی :شمام بیکار هستینا این روزا عشق کیلو چند ؟
09362394348 peam bede ye khanom ba hal bara eshgo ashegi
عاشق شودی نترش چون بترین گنه ترس است….
قوربونه هرچه عاشقه…!!!>
عاشق شودی نترش چون بترین گناه ترس است….
قوربونه هرچه عاشقه…!!!>
سلام من اولین بارم هست که توی این سایت میام بدک نبود ولی این روزها عشق واقعی پیدا نمیشه 09368583606
فاطمه جان اگه مایلی که با هم ازدواج کنیم شماره ات رو به ایمیلم بفرست فدات شم hoshang_wa@yahoo.com
فقط عشق09132693260
سلام فاطمه تو کی هستی که این همه خواستگار داری ؟چیکار کردیکه بچه ها دوستت دارند ؟ به من هم بگو /
سایت شما خیلی خوبه منم دمبال همسر ایندم میگردم کسی مارولایق دونست یاعلی09131690059
همکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم.
منم زن می خوام
سلام به همهكي خسته نباشيد خيلي جالب بود
ولي وقتي آدم اين جيزا ميبينه مشكلات خودشو كمتر حس ميكنه
من خودم عاشق يه نفر بودم به علت غرور زيادم نتونستم بهش جيزي بكم ولي الان دارم افسوس ميخورم جون عشقم از بيش من رفت
ديكه هيج فايده اي هم نداره
الان بشيمونم قد موهاي سرم
ولي ديكه تمام شد آخي حيف شد
كارت بيسته مطالب عالي
من عاشقم عاشق پريا جون نه به خاطر خودش به خاطر عشق
هيچ وقت وصال رو نميخام چون ديگه عشقي وجود نداره نميدونم متوجه ميشيد يا نه ولي…………..بيخيال
باسلام خدمت بروبچ اهل باحال اسم من آرش اگه اهل رفاقت هستید :09362543038
amiralahpor@yahoo.com
سلام به همه ي دوستاي باحال
من يه دختره 21 ساله ام كه با يه پسر 32 ساله دوستم.متاسفانه دوست پسرم خيلي بد اخلاقه هر چي دلش ميخواد ميگه هر جا ميخواد ميره ولي من حتي براي بيرون رفتن با خانوادم هم بايد از اون اجازه بگيرم بد بختيم از اينجاست كه ديوانه وار عاشقشم …
به وبلاگي كه براش ساختم سر بزنيد خوشحال ميشم
ادرس وبلاگ:zendegi32.blogfa.com
برام دعا كنيد به عشقم برسم.
salam khahare 21 sale 2roste man tabehal asheg nashodamvali khob darket mikonam alan az karash khoshet miyad bade chan vaght khaste mishi vali bazam 2at mikonam enshla hamey ashega be eshgeshon beresan[loveforbidde54@yahoo.com]a
rasti yadam raf begham manam mikham ashegh besham albate harvaght pesara adam shodan
سلام گرم من برای شما دوستها میباشد یک سخن برای شما میگویم که در زندگی خود عشق را نه پسندید عشق فقد همرای خدا خوب هست بس فقد عیاشی بکنید کسی هست مرا به راهی عشق ببرد هیچ امکان نه دارد
ای بابا شماها چزا این مدلی هستین اواااااااا
لطفاً عشق رو با هواسهای دنیاییتون به گند نکشید
میفاهمم که عشق عشق است اما خوب نیست چرا که عشق مرض است که تداوی نه دارد
سلام رضا نمی تونم دوریت را طاقت کنم دوست دارم
خانم فاطمه سلام ادم هایی تو اینروزگار هستن که واقعا کسی از ته دل دوست دارن ولی دست روزکار نمی خواد ولی من یه اعتقاد دارم اون کسی هم که عشق پاک داره اکر به پستش ادم عوضی بخوره اونم تصمیم میکیره عوضی شه بکرد و ادم عاشق که دنبال دوستی خوب میکرده هستش old love
چشام درد می کنه دیگه دارم از بین میرم
می خوام کاری بکنم ولی نمی دونم چکار کنم
انقدر به اینه نگاه کردم و گریه کردم که اشکی برای باریدن نمونده
نمی دونم چکار کنم شاید تقدیر من اینه شاید سرنوشت من همینه
سرنوشت سیاه سرنوشتی تنهاکه هر کی به این سر نوشت دچار بشه
بزرگترین ارزوش گریه کردنه ولی اشکی نموده که بپاش بباره
میدونی هیچ وقت فکر نمیکردم به این روز بیفتم
سلام
به تو ای تنها دلیل بودن
بخدا راست میگم تو برام تنها دلیل برای زندگی هستی
این نامه سومین نامه ی منه که برات نوشتم همیشه فکر می کردم که حیاط خوشبختی رو میاره ولی الان برام همه چیز عوض شده الان شاید معنی عشق فهمیدم .عشق:تنهایی.صبر.منتظر.بی رحمانه ترین لحظات زندگی
نمیدونم چرا روم کم نشده شاید به خاطر دوست داشتن من نسبت به توست
شایدم من هنوز معنی عشق نفهمیدم خلاصه برای من از همه مهمتر خوشبختی وموفقیت توست وتو اگه با نبود من راحتری واحساس خوشی میکنی منو ببخش دیگه مزاحمت نمیشم ولی من همون علیرضا هستم و میخوام عوض شم اونم با تو
ولی اینو بدون اینجا یه نفر منتظرته و برات میمیره
باارزوی بهترین لحظات زندگی
نمیدونم الان بنویسم به امید دیدار یا
خداحافظ
علیرضا&عاطفه
سلام به همه علیرضا به نظر من ولش کن هیچ دختری ارزش دوست داشتن ندارن اونا همشون فکر اینن که ادمایی مثل مارو بازیچه دست خودشون کنن اگه بهشون برخورد ببخشن
دخترهايي هستند كه ارزش بيشتر ازاين هارو دارن